قصه ما عقابها

پدر بزرگ من آتش است
و مادر بزرگم باد
زمین، مادر من است
و روح بزرگ، پدرم
هنگامی که زاده شدم، جهان از حرکت ایستاد
و خود را در زیر پاهای من قرار داد
به هنگام مرگ تمامی زمین را خواهم بلعید
و زمین و من یکی خواهیم شد
درود بر روح بزرگ که پدر من است
و بی او هیچ کس نمی توانست موجود شود
زیرا حیاتی مقرر نمی گردید

منبع : سایت قصه های خدا

/ 0 نظر / 7 بازدید